زندگی را گشتم و حیران شدم از سرنوشت
زندگی را گشتم و حیران شدم از سرنوشت
آنچهراجایش نبود درقلب من برمن نوشت
او که دوستش داشتم ، از من گرفت
وانکه مندوستشنداشتماز برایمن نوشت
اوکه بودم عاشقش سهمم نشد آخر چرا
اینچهتقدیراستکهایزد ازبرای من نوشت
هر زمان ازفکر او آید به چشمم اشک غم
مننخواهماینچنینتقدیر را در سرنوشت
منچگونهسرکنمبیاو کهروحم مال اوست
در کنار او فقط این زندگی باشد بهشت
عاقبتروزیکنمعصیانازاین تقدیر خویش
میروممیپرسمازاوکهچنین تقدیر نوشت
بحر چه وقتی نبودیم ما دو تایی سهم هم
او گذاشت ما را کنار هم در این تقدیر زشت
دیگرازاینجابهبعدشاشکشاعرگشت روان
چونکهجزگریهنداردسهمیازاین سرنوشت
آنچهراجایش نبود درقلب من برمن نوشت
او که دوستش داشتم ، از من گرفت
وانکه مندوستشنداشتماز برایمن نوشت
اوکه بودم عاشقش سهمم نشد آخر چرا
اینچهتقدیراستکهایزد ازبرای من نوشت
هر زمان ازفکر او آید به چشمم اشک غم
مننخواهماینچنینتقدیر را در سرنوشت
منچگونهسرکنمبیاو کهروحم مال اوست
در کنار او فقط این زندگی باشد بهشت
عاقبتروزیکنمعصیانازاین تقدیر خویش
میروممیپرسمازاوکهچنین تقدیر نوشت
بحر چه وقتی نبودیم ما دو تایی سهم هم
او گذاشت ما را کنار هم در این تقدیر زشت
دیگرازاینجابهبعدشاشکشاعرگشت روان
چونکهجزگریهنداردسهمیازاین سرنوشت
- ۱.۰k
- ۱۰ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط