خدای خوب و مهربانم........

خدای خوب و مهربانم........
در نا هموراری های مسیر زیستن......
همان جاهایی که مسافر داستان رمقی برای حرکت نداشت.......
تنها تو بودی که امید رفتن را در دلش الهام کردی......
و حدیث جاری شدن را در دلش افکندی.....
آری.......
تو به او اموختی که در اوج عطش......
دلش خوش نشود به رخسار سراب.....!
دیدگاه ها (۳۰)

مادرش آلزایمر داشت... بهش گفت: مادر یه بیماری داری . باید بخ...

پیرمرد و دختر كوچولوي قشنگ پیرمرد از دختر پرسید: - غمگینی؟ -...

طعم خوب ِ تنهایی رو از من بپرس ....

ﮐَﻔﺶ ﻫﺎﯾَﻢ ﺭﺍ ﻧَﺪﻩ ! ﭘﺎ ﺑِﺮَﻫﻨﻪ ﻣﯿﺮَﻭَﻡ ! ﺗﺎ ﺩَﺭ ﺗَﻨﻬﺎﯾﯽِ ﺧُ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط