بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هشتاد یک🍷🔪
سری تکون داد و زمزمه کرد
تو رو خوشحال میکنه؟
منو خوشحال میکرد؟
نمیدونم ، میدونستم با این بچه قراره اذیت بکشم
حالت تهوع هایی ک دارم گسترده تر بشه
حالم بدتر بشه
ولی ثمره عشقم بود
همینجوری نگاهش کردم و آروم زمزمه کردم
نمیدونم
سری تکون داد
_اوکی ، پس ناهار بخوریم بعد نگاه میکنم
خوب بود
حداقل اگه خوشش نمی اومد ناهارشو خورده بود
به غذام اشاره کرد و لب زد
_شروع کن
باشه ای گفتم و شروع کردم آروم غذا خوردن
هین غذا گفتم
کوروش
هومی گفت
_منحوصله ام سر میره خونه چیکار کنم
شونه ای بالا انداخت
فیلم ببین ، رمان بخون کتاب بخون نقاشی بکش
_هوم میخوام برم کلاس شنا میزاری؟
یکم نگاهم کرد
بعد نیشخندی زد و گفت
میخوای خودم مربیت بشم؟
اینم ده پارت دیگ تقدیم نگاه قشنگتون عزیزای دل🥺🫂💞🫀🥱
پارت صد هشتاد یک🍷🔪
سری تکون داد و زمزمه کرد
تو رو خوشحال میکنه؟
منو خوشحال میکرد؟
نمیدونم ، میدونستم با این بچه قراره اذیت بکشم
حالت تهوع هایی ک دارم گسترده تر بشه
حالم بدتر بشه
ولی ثمره عشقم بود
همینجوری نگاهش کردم و آروم زمزمه کردم
نمیدونم
سری تکون داد
_اوکی ، پس ناهار بخوریم بعد نگاه میکنم
خوب بود
حداقل اگه خوشش نمی اومد ناهارشو خورده بود
به غذام اشاره کرد و لب زد
_شروع کن
باشه ای گفتم و شروع کردم آروم غذا خوردن
هین غذا گفتم
کوروش
هومی گفت
_منحوصله ام سر میره خونه چیکار کنم
شونه ای بالا انداخت
فیلم ببین ، رمان بخون کتاب بخون نقاشی بکش
_هوم میخوام برم کلاس شنا میزاری؟
یکم نگاهم کرد
بعد نیشخندی زد و گفت
میخوای خودم مربیت بشم؟
اینم ده پارت دیگ تقدیم نگاه قشنگتون عزیزای دل🥺🫂💞🫀🥱
- ۲.۴k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط