بی خبر برو...

بی خبر برو...
طوری که نه بدانم مقصدت کجاست
نه چمدانت را در دستت ببینم
که زانوهایم سست شود...
بی خبر برو طوری که انگار از اول نبوده ای...
وقتی رفتنِ تو "حتمی" است
لطفی بکن و آنقدر مصمم برو که من حتی لحظه ای
با "تردیدِ" دوست داشته شدن زندگی نکنم...
آدم یکبار با رفتنِ عزیزی تمام شود بهتر از آن است که همه ی عمرش را در انتظار ذره ذره جان دهد...
دیدگاه ها (۲)

کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد...کسی که تو را دوست...

شبهافقط انبوهی از تاریکی نیستخیلیها منتظر هستند ..!؟حکایت ا...

‍ در این عصر قشنگدر قورے دوستی چاے محبت دم ڪنیدبا ...

تک پارتی سوکوکو نوشتم

پارت 128

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط