داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدم

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدم
مثل مویت در نسیم، من هم پریشانت شدم

عاقبت ثابت شود بودی نشانی از حیات
نبض من با دست تو اینگونه درمانت شدم

ناخوش احوالم ببین ،از دوری ات تب کرده ام
من برای درد خود محتاج دستانت شدم

از تب پیشانی ام دیوانه شد تب سنج من
با تب و احساس غم، آن درد پنهانت شدم

درد دوری از تو را دکتر کجا می فهمدش
من که از لبخند تو بیمار و درمانت شدم
دیدگاه ها (۱)

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شودسرفه هایم تازگی ها آن چنان...

من هنوزم عاشقم اما تو عاشق نیستیسینه خشک مرا حتی شقایق نیستی...

توئی بهار عمر من؛ تو را به کس نمی دهم ،تو ائ گل شکفته ام؛ به...

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدممثل مویت در نسیم، من هم پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط