جز تـو «یاری» نگرفتیم و نخواهیم گرفت

جز تـو «یاری» نگرفتیم و نخواهیم گرفت
بر همان عهد ڪه بودیم «بر آنیم» «هنوز»
دیدگاه ها (۰)

بافقی:ای سراپای وجودت همه زخم و غم و درد .

درون هر شخصی که میشناسید یک فردیست که اصلا نمیشناسید .

ذات کثیفت کرد جسمتُ فاسد .

مُعلق بین ، توهُم و واقعیت.

.من همـانم ڪه نفس های تو را می بوسم تـو همـانی ڪه مـرا بـر ن...

گاهی یڪی میشهتمام زندگیت ، هستیت ، جونتمیدونی ڪهشاید هیچوقٺ ...

عاشقانه های شبنم دشت شقایق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط