باید

باید
مجذوبِ لحظه‌های خوشِ بودن
رو به آینه
رو به استغنایِ بی‌ دریغِ آفتاب
رو به شهامتِ ژرفِ پنجره های باز
خندید
پریشانی را
باید سپرد
به جاده‌های غبار آلود
باید خندید
و در سایه ی ادراک نور
رویید
و باز رویید
دیدگاه ها (۱۱)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۵ ‌درهای عظیم برج سا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت ۱۸: ضیافتِ سایه‌ها و سکوتِ س...

سایه‌های کلاغ پارت چهل‌ودوم | آخرین کلاغیک سال بعد...دیگر خب...

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

درود خوشگلا بریم برای پارت چهارممم

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۶۰ | پایانچراغ‌ها دوباره روشن شدن...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وپنجم: صبحِ تازه---صبح.نور. از پنجره. ر...

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت چهارم | پیام مرموزا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط