سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی را

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی را
بخوان با من که محتاجم سرود دلنوازی را

نشستی روبروی من ، تلاقی گُم شده در ما
کسی جز من نمی فهمد غم خطِّ موازی را

دلم می خواست دستانت چراغ هر شبم می شد
کنارت تکیه می دادم درخت بی نیازی را

همیشه در خیال خود تو در آغوش من هستی
چه استادم در این شب ها به یادت صحنه سازی را

برای جشن مرگِ من به گُل هیچ احتیاجی نیست
تبسّم کن که بسپارم به چشمت عشقبازی را.....
دیدگاه ها (۱)

ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺩﻝ ﻧﺎﺯﮐﻢ ﻣﯿﮑﻨﺪ . . .ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﯼ ...

اشکات صدمه میزنه به قلبمصد بار کلمه ها رو دوره کردمانقدر سخت...

من عاشق کسی شدم که راهش از دلم جداستاینقد خودش رو دوست داره ...

نبودی یا گمت کردم؟نبودم ؛یا گمم کردی؟فقط این یادمه هرشب دلم ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

سپردم دست چشمانت شروعِ عشقبازی رابخوان با من که محتاجم سرود ...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط