ادامه ...
ادامه ...
جیمین از لاي دندوناش گفت:خفه شو جوزف..
و دستش رو سمت ليلي گرفت و قدمي جلو رفت و مهربون گفت:ليلي.. به من گوش کن... اون یه بچه بي گناهه.."نورا" کوچولوي توعه.. لطفا.. بدش به من.. من اینجام..مثل همیشه به حرفات گوش میدم..بچه رو بده بهم..تو که قبلاً بهم اعتماد داشتي.. خدا کنه بده
از نگرانی داشتم خفه میشدم و شدیداً مضطرب نگاش کردم.
جیمین قدم ديگه اي جلو رفت که ليلي با غیض چاقو رو بالا گرفت و گفت بچه مو به یه ترینر نمیدم. تو خوبي ا ما
نمیدمش.. بهت
جیمین از لاي دندوناش گفت:خفه شو جوزف..
و دستش رو سمت ليلي گرفت و قدمي جلو رفت و مهربون گفت:ليلي.. به من گوش کن... اون یه بچه بي گناهه.."نورا" کوچولوي توعه.. لطفا.. بدش به من.. من اینجام..مثل همیشه به حرفات گوش میدم..بچه رو بده بهم..تو که قبلاً بهم اعتماد داشتي.. خدا کنه بده
از نگرانی داشتم خفه میشدم و شدیداً مضطرب نگاش کردم.
جیمین قدم ديگه اي جلو رفت که ليلي با غیض چاقو رو بالا گرفت و گفت بچه مو به یه ترینر نمیدم. تو خوبي ا ما
نمیدمش.. بهت
- ۱۶.۶k
- ۲۷ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط