آیدا؛

آیدا؛
بگذار بی مقدمه این راز را با تو در میان بگذارم؛ که من در عشق، بیش از هر چیز دیگر، بیش از لذت ها، آتش و شور و حرارت آن را می خواهم ...
بیش از هر چیز، شوق و شورش را می پسندم؛
و بیش از هر چیز، بی تابی ها و بی قراری هایش را طالبم ...
سکوت تو، شعر را در روح من می‌خشکاند !
شعر، زندگی من است.
حرف های تو مایه های اصلی این زندگی است ...
و مایه های اصلی این زندگی می باید باشد
"مثل خون در رگ‌های من... "




احمد_شاملو
دیدگاه ها (۲)

عشق چیزی نیست مگر نیست شدن قطره در دریا. عشق یعنی بی «‌خود »...

در سکوت نیمه شبی دم کرده دراز کشیده ام. دوست ندارم دلگرفته ب...

توافق که نهمن به یک مذاکره ی خالی هم قانعموین؟ نه همین تهران...

مقاله ای تکان دهنده از ولفگانگ پاولی...برنده جایزه نوبل فیزی...

دور دنیا را زدم دیدم تو دنیای منیهمدمی دیوانه در دنیای تنهای...

«درس بزرگ ملت ایران به جهان»دنیا شاهد مبارزه عقلانیت + ایمان...

**«عاشق شو، وگرنه روزی کار این جهان به پایان می‌رسد بدون آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط