سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱

آنیا و دامیان هنوز بوی خاک و باروتِ ساختمان متروکه را با خود داشتند که ناگهان، صدای شکستن شیشه‌های عمارت فورجر ها در دوردست، سکوت شب را در هم شکست. دامیان بدون معطلی،
کیف تجهیزات را برداشت و با سرعتی سرسام‌آور به سمت خودرو پرید. «آن‌ها منتظر ما نیستند، آنیا... آن‌ها راهشان را پیدا کرده‌اند!»
همان لحظه، آسمان شب که تا چند دقیقه پیش آرام بود، با درخشش سرخِ عجیبی شکافته شد. انگار که از میان ابرها، چیزی در حال سقوط است.

به محض رسیدن به حریم خانه، دامیان ترمز را با شدت کشید. دور تا دور خانه‌ی آن‌ها، سایه‌هایی که دیگر بی‌چهره نبودند، اما پوششی از دود سیاه بر تن داشتند، در حال حرکت بودند. آن‌ها مسلح بودند؛
نه به اسلحه، بلکه به تیغه‌هایی از انرژی خالص که از دست‌هایشان ساطع می‌شد. دامیان کلت خود را بیرون کشید و اولین تیر را شلیک کرد. صدای برخورد گلوله با سپر انرژی یکی از سایه‌ها، مانند برخورد فلز با سنگ، در فضای خانه پیچید.

وقتی یکی از سایه‌ها با سرعت خیره‌کننده‌ای به سمت آنیا هجوم برد، آنیا ناگهان متوجه شد که تجربه‌ی جذب انرژی در ساختمان متروکه، چیزی در درون او تغییر داده است. او دستش را در هوا تکان داد
و به جای یک دیوار ذهنی ساده، موجی از فشارِ خالص از بدنش خارج شد. این موج، آن سایه را مانند یک ماشین به عقب پرتاب کرد و باعث شد درختان حیاط با شدت خم شوند. آنیا با نفسی لرزان گفت:
«دامیان، من دیگر فقط نمی‌توانم ببینم... من می‌توانم ضربه بزنم!»

دامیان از ماشین بیرون پرید و با حرکاتی سریع و حرفه‌ای، شروع به پوشش دادن آنیا کرد. او با دقت از نقاط کور سایه‌ها استفاده می‌کرد.
یکی از سایه‌ها قصد داشت از پشت به دامیان حمله کند، اما دامیان با یک چرخش سریع، با استفاده از چاقوی تاکتیکی‌اش، در میان دود سیاه موجود شکاف ایجاد کرد. او متوجه شد که اگر به هسته‌ی مرکزی انرژی آن‌ها ضربه بزند، می‌توانند آسیب ببینند.
اکشن در حیاط خانه به اوج خود رسیده بود.

ناگهان، همان نقطه طلایی که روی نقشه دیده بودند، از میان آسمان مانند یک شهاب سنگ به سمت مرکز حیاط سقوط کرد.
برخورد آن، موجی از انرژی ایجاد کرد که دامیان و آنیا را به زمین کوبید. در میان حفره‌ای که ایجاد شده بود، یک شیء فلزیِ درخشان قرار داشت که شبیه به یک هسته‌ی کوچک اما بسیار پیچیده بود.
این همان «مهره‌ی طلایی» بود که در نقشه نشان داده شده بود. اما به محض اینکه دامیان به آن نزدیک شد، سایه‌های باقی‌مانده با تمام توان به سمت این شیء یورش بردند.

«باید از اینجا بزنیم! این شیء هدف اصلی آن‌هاست!» دامیان فریاد زد.

او آن هسته را با سرعت از زمین برداشت و آنیا را به سمت ماشین کشید. در
همین لحظه، یکی از سایه‌ها با قدرتِ بسیار زیاد، زمین را زیر پای آن‌ها لرزاند و شعله‌های آتشینِ سیاهی از زیر خاک بیرون زدند. آن‌ها مجبور شدند از میان میانه‌ی آتش و حملات مداوم، مسیر خود را باز کنند. دامیان با رانندگی بی‌رحمانه از میان حصار سایه‌ها عبور کرد، در حالی که آنیا با استفاده از توانایی‌های جدیدش، راه را برای آن‌ها با انفجار‌های ذهنی باز می‌کرد.

خودروی دامیان در جاده‌ی تاریک شهر، با سرعت بسیار بالا در حال حرکت بود، اما سایه‌ها رهاشان نمی‌کردند. آن‌ها در قالبِ سایه‌هایی که روی سطح جاده و در کنار درختان حرکت می‌کردند، با سرعتی غیرطبیعی خود را به ماشین نزدیک می‌کردند. دامیان در حالی که با یک دست فرمان را می‌چرخاند و با دست دیگر به سمت عقب شلیک می‌کرد، فریاد زد:

«آنیا، آن هسته‌ی طلایی را بررسی کن! باید راهی برای خاموش کردن این‌ها پیدا کنیم!»

آنیا، در حالی که از لرزش شدید ماشین و فشار انرژی هسته دچار سرگیجه شده بود، تمرکز کرد. او متوجه شد که هسته، در واقع یک «فرستنده» است.

این شیء در حال ارسال سیگنالی از خانه به نقاط دیگری از شهر است. «دامیان! این یک بمب نیست، این یک زنگ خطر است! آن‌ها با این کار، تمام سایه‌های شهر را به سمت ما فرا می‌خوانند!»
این کشف، وحشت را به قلب دامیان دوچندان کرد.

برای فرار از محاصره‌ی جاده‌ای، دامیان تصمیم گرفت وارد یک تونل متروکه زیرزمینی شود. در تاریکی مطلق تونل، اکشن به سطح جدیدی رسید. سایه‌ها از سقف و دیواره‌های تونل مانند خفاش‌ها به سمت ماشین حمله می‌کردند.
دامیان با استفاده از چراغ‌قوه‌های تقویت‌شده و شلیک‌های دقیق، راه را باز می‌کرد و آنیا با ایجاد میدان‌های مغناطیسی در اطراف ماشین، از برخورد مستقیم سایه‌ها با بدنه جلوگیری می‌کرد.
دیدگاه ها (۰)

فصل اول رمان تمام شد فردا فصل دوم رمان را شروع می کنم همچنین...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ قسمت ۱۲‌آن سایه‌ی عظیم‌ال...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۵‌دامیان با یک حرکت ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل۱ پارت ۹بعد از آن پیام ناشنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط