قشنگ ترین اشتباه پارت
قشنگ ترین اشتباه پارت ⁸
کل راه رو باهم صحبت میکردیم....
ماجرای اینکه میخواستم برم بوسان هم بهش گفتم....که لبخند همیشگیش محو شد و رفت توی جلد غمگینش !!
_ حالا نمیشه نری ؟!
+ نه ناپدریم گفته اگه نرم تنبیه میشم !!
_ یروز از دستش نجاتت میدم حالا میبینی !!
+ امیدوارم !!
بقیه راه به آهنگ گوش دادیم و کلی حرف زدیم و خندیدیم....
بالاخره رسیدیم به رستوران....اوه عجب جای با کلاسیه !!
* پرش زمانی *
بعد از اون همه چرخ زدن تو شهر و خرید کردن رفتیم کافه....
جینا یه شیک شکلات و من یه آیس آمریکانو سفارش دادیم....سفارشا رسید و شروع کردیم به خوردن !!
بعد از تموم شدنشون حساب کردیم و رفتیم نشستیم تو ماشین....من توی گوشیم بودم و جینا با آهنگی که گذاشته بود همخونی میکرد....همزمان که تو گوشی بودم گفتم....
+ خیلی شب خوبی بود مرسییییی !!
_ خواهش میکنم عشقم قابلی نداشت !!
ا.ت ؟!
+ بله !!
_ گوشی دستته بگو ساعت چنده ؟!
نگاهی به ساعت انداختم و خیلی ریلکس گفتم....
+ ⁹ و ⁴⁵ دیقه !!
_ آها !!....چییییییی ؟! (جیغ)
+ هوووو چته گوشمو کر کردی ؟!
_ خره مگه نگفتی باید ⁹ خونه باشی ؟!
+ آره ولی ساعت....واییییی بدبخت شدم جینااااااا !! (جیغ)
_ حالا چی کنیم ؟!
+ جینا تا جایی که میتونی گاز بده !!
_ حله !!
سرعتو به قدری بالا برد که تقریبا ماشین به پرواز در اومده بود....
وای خاک به سرم شد....حالا چیکار کنم ؟!
بالاخره رسیدیم خونه....
از جینا خداحافظی مفصلی کردم و رفتم دم در وایسادم....زنگ آیفون رو زدم !!
در باز شد و وارد خونه شدم....
همه چراغا خاموش بود و تنها چراغ آشپزخونه روشن بود....نفسی از روی راحتی کشیدم و به سمت پله ها رفتم !!
پله ی اول رو برنداشته بودم که....
با صدای جیمین به سمتش برگشتم....وای خدا چه گلی به سرم بگیرم ؟!
_ کجا بودی ؟!
+ ب....ببخشید من....
_ کجا بودی ؟! (داد)
+ بیرون !! (آروم)
_ گفتی ساعت چند برمیگردی ؟!
+ باور کن من....
_ جواب منو بده !! (داد)
+ قبل از ⁹ !!
_ هه....شانس آوردی پدرم خوابه !!
+ میشه بهش چیزی نگی ؟!
لطفا !!
_ در ازاش چیکار میکنی ؟!
+ هر کاری فقط بهش نگو !!
_ هر کاری ؟!
قول ؟!
+ قول میدم !!
_ فقط چون دلم برات میسوزه اینو میگم !!
ادامه دارد....
³⁰ لایک
کل راه رو باهم صحبت میکردیم....
ماجرای اینکه میخواستم برم بوسان هم بهش گفتم....که لبخند همیشگیش محو شد و رفت توی جلد غمگینش !!
_ حالا نمیشه نری ؟!
+ نه ناپدریم گفته اگه نرم تنبیه میشم !!
_ یروز از دستش نجاتت میدم حالا میبینی !!
+ امیدوارم !!
بقیه راه به آهنگ گوش دادیم و کلی حرف زدیم و خندیدیم....
بالاخره رسیدیم به رستوران....اوه عجب جای با کلاسیه !!
* پرش زمانی *
بعد از اون همه چرخ زدن تو شهر و خرید کردن رفتیم کافه....
جینا یه شیک شکلات و من یه آیس آمریکانو سفارش دادیم....سفارشا رسید و شروع کردیم به خوردن !!
بعد از تموم شدنشون حساب کردیم و رفتیم نشستیم تو ماشین....من توی گوشیم بودم و جینا با آهنگی که گذاشته بود همخونی میکرد....همزمان که تو گوشی بودم گفتم....
+ خیلی شب خوبی بود مرسییییی !!
_ خواهش میکنم عشقم قابلی نداشت !!
ا.ت ؟!
+ بله !!
_ گوشی دستته بگو ساعت چنده ؟!
نگاهی به ساعت انداختم و خیلی ریلکس گفتم....
+ ⁹ و ⁴⁵ دیقه !!
_ آها !!....چییییییی ؟! (جیغ)
+ هوووو چته گوشمو کر کردی ؟!
_ خره مگه نگفتی باید ⁹ خونه باشی ؟!
+ آره ولی ساعت....واییییی بدبخت شدم جینااااااا !! (جیغ)
_ حالا چی کنیم ؟!
+ جینا تا جایی که میتونی گاز بده !!
_ حله !!
سرعتو به قدری بالا برد که تقریبا ماشین به پرواز در اومده بود....
وای خاک به سرم شد....حالا چیکار کنم ؟!
بالاخره رسیدیم خونه....
از جینا خداحافظی مفصلی کردم و رفتم دم در وایسادم....زنگ آیفون رو زدم !!
در باز شد و وارد خونه شدم....
همه چراغا خاموش بود و تنها چراغ آشپزخونه روشن بود....نفسی از روی راحتی کشیدم و به سمت پله ها رفتم !!
پله ی اول رو برنداشته بودم که....
با صدای جیمین به سمتش برگشتم....وای خدا چه گلی به سرم بگیرم ؟!
_ کجا بودی ؟!
+ ب....ببخشید من....
_ کجا بودی ؟! (داد)
+ بیرون !! (آروم)
_ گفتی ساعت چند برمیگردی ؟!
+ باور کن من....
_ جواب منو بده !! (داد)
+ قبل از ⁹ !!
_ هه....شانس آوردی پدرم خوابه !!
+ میشه بهش چیزی نگی ؟!
لطفا !!
_ در ازاش چیکار میکنی ؟!
+ هر کاری فقط بهش نگو !!
_ هر کاری ؟!
قول ؟!
+ قول میدم !!
_ فقط چون دلم برات میسوزه اینو میگم !!
ادامه دارد....
³⁰ لایک
- ۳۸۰
- ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط