مگر قرار نبود

مگر قرار نبود،
آدم به آدم برسد اما،
کوه به کوه نه؟!
اینجا سالهاست که
کوهها در کنارهمند
و آدمها،
بی خبر از هم...
راستش گاهی...
به وجود خودم
شک می کنم وقتی،
تو آنقدر واقعی
رویایی شده ای.
و آنقدر رویایی
من را از واقعیت
دور می کنی که
برای فراموش کردن
تمام قرارهایی که با
خودم گذاشته ام هم،
بی قرار می شوم!..
دیدگاه ها (۴)

هــر شب می نشینـم پای حسـاب و کتابـم؛چنـد بار گفتـه ای دوستـ...

گـفــــــت : عـشــــــق فـقــــط در قـصــــه هـاســـتعـش...

تو که مجنون نشدی تا بشوم لیلا من.روز و شب غرق سخن با همگان، ...

توی پائیز مجاور وسطای ماه آذرشد قرارمون که ...

part:13name:عشق و جداییویو کوک بعد از رفتن تهیونگ و بورا بلن...

چند پارتی وقتی عضو هشتمی و ازت بدشون میاد ادامه : رسیدیم خون...

غیرممکنpart 4 اروم درو باز کردم چون احتمال میدادم مامان بابا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط