سناریوی درخاستی
سناریوی درخاستی
پارت دوم
ناگهان ریندو تصمیم میگیرد ک ایسارا را بدزدد
ساعت دو بعد از ظهر شد ایسارا از دانشگاه خارج شد و منتظر راننده ی شخص اش ماند دو ساعت گذشت اما کسی دنبال او نیامد گویا ریندو او را کشته بود🤣🤣🤣(تقصیر من نی خندم میگیره خ)
ایسارا تصمیم گرفت پیاده به خانه برود اما او دیرش شده بود معلم زبان نیم ساعت دیگه به خانه ی آنها میومد (درکش میکنم معلم زبانم قرار بود بیاد خونمون بهم درس بده بعد من ۲۰ دقیقه قبل اینکه برسه بیدار شدم)
بنابراین مجبور بود از کوچه ی تنگ و تاریکی رد شود (بی ادب نباشیم فوش نیست )
ریندو که همه چی را پیش بینی کرده بود او را تعقیب کرد و در زمان مناسب خفتش کرد
و او را به خانه اش برد
وقتی رسیدند به خانه ریندو ایسارا را روی کاناپه گذاشت و دهنش را باز کرد
ریندو:سلام پرنسس میدونی من کی هستم؟
تمام برا اینکه دوستون دارم ۷ تا لایک بخوره پارت بعدی رو میزارم ۷ تا لایک ی ساعته باید بخوره دیگه
پارت دوم
ناگهان ریندو تصمیم میگیرد ک ایسارا را بدزدد
ساعت دو بعد از ظهر شد ایسارا از دانشگاه خارج شد و منتظر راننده ی شخص اش ماند دو ساعت گذشت اما کسی دنبال او نیامد گویا ریندو او را کشته بود🤣🤣🤣(تقصیر من نی خندم میگیره خ)
ایسارا تصمیم گرفت پیاده به خانه برود اما او دیرش شده بود معلم زبان نیم ساعت دیگه به خانه ی آنها میومد (درکش میکنم معلم زبانم قرار بود بیاد خونمون بهم درس بده بعد من ۲۰ دقیقه قبل اینکه برسه بیدار شدم)
بنابراین مجبور بود از کوچه ی تنگ و تاریکی رد شود (بی ادب نباشیم فوش نیست )
ریندو که همه چی را پیش بینی کرده بود او را تعقیب کرد و در زمان مناسب خفتش کرد
و او را به خانه اش برد
وقتی رسیدند به خانه ریندو ایسارا را روی کاناپه گذاشت و دهنش را باز کرد
ریندو:سلام پرنسس میدونی من کی هستم؟
تمام برا اینکه دوستون دارم ۷ تا لایک بخوره پارت بعدی رو میزارم ۷ تا لایک ی ساعته باید بخوره دیگه
- ۷.۳k
- ۱۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط