پدربزرگ بین دو کوه آجر چید و خشت به خشت

پدربزرگ بین دو کوه آجر چید و خشت به خشت
بالا رفت تا دو کوه را به یکدیگر برساند.
پس کوه به کوه می‌رسید
و این ما بودیم که از کوه هم سنگ تر بودیم.
دیدگاه ها (۰)

رنجش از دیگران بسته به اندازه دلبستگی‌ست،نه به اندازه خطا.

کاش آدمي مي‌توانست صداي کسيکه دوستش دارد را در گلداني بکارد.

هر چه مرهم می‌گذارم، بند می‌آید مگر؟ ای وطن، خون تو از اروند...

عاشقت بودم ولی ناجور سوزاندی مرانقره داغش میکنم دل را اگر یا...

شانه­ ات را دیر آوردی، سرم را باد بردخشت خشت و آجر آجر، پیکر...

اینم مال سیزده بدر پارساله رفته بودیم کوه من رو کوه داشتم ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط