ترس شیرین pt 25

ترس شیرین pt 25
مرد دست هانا رو گرفت به داخل خونه کشوندش و با چشماش وارسیش کرد.
+چیکار میکنی؟
با سالم بودن دختر جلوش نفس حبس شده است رو آروم آزاد کرد و به هانا نگاه کرد که با نگاه خیره اش رو زخم دستش مواجه شد.نگاهش رو دنبال کرد و به دست زخمیش رفت
+ زخمی شدی.
خونش رو زمین چکه میکرد،اگه دختر رو نمی‌شناخت می‌گفت الان نگرانش شده اما همچین چیزی نیست.
-چیز مهی نیست.
الان که مطمئن شد که حال دخترش خوبه میتونست بره اما با کشیده شدن لباسش متوقف شد
+ باید پانسمان بشه وگرنه عفونت می‌کنه
-میخوای بگی برات مهمه؟
هانا به مرد جلوش نگاه کرد،کاش خودشم دلیل کارش رو می میدونست.
+هرچقدرم ازت متنفر باشم نمیتونم بزارم زخمی از خونم بری،الانم برو بشین تا برگردم.
و بعد از پیش مرد رفت تا وسایل پانسمان رو بیاره و تو این مدت تهیونگ روی مبل نشسته بود.
چشمامشو بست و سرش رو به پشتی مبل تکیه داد که طولی نکشید و حضور هانا رو کنارش حس کرد.سرش رو سمت دختر چرخوند اما بلند نکرد و بهش خیره شد.
+دستتو بده .
بدون حرفی بهش گوش داد.هانا جریان برقی که از اول دیدارش با اون مرد رو حس میکرد دوباره حس کرد.اروم آستین لباسش رو بالا داد و با زخم عمیقی مواجه شد.
-نیازی نیست بترسی.
+ نمی‌ترسم
الکل رو روی پنبه ریخت .
+ قرارع بسوزه پس تحمل کن.
پنبه رو زخمش گذاشت و برعکس انتظارش مرد هیچ عکس‌العملی نشون نداد،خبر نداشت که مرد تو خیرگیش غرق شده بود.
-کارتو خوب بلدی.
+کم زخمی به خونه برنگشتم که بلد نباشم.
کارش تموم شد و با نگاه خیره مرد مواجه شد
+اونجوری نگام نکن.
-چجوری؟
+ عین دیوونه ها
دیدگاه ها (۰)

ترس شیرین pt 24 شوگا درست می‌گفت ،از هانا نقطه ضعف درست ک...

ترس شیرین. pt 23هانا با متوجه شدن حقیقت چشمام گرد شد ،یعن...

ترس شیرین pt 11 جیمین برای بهتر کردن حال هانا فردا اون روز...

ترس شیرین pt 10بازو های تهیونگ شل شد و هانا از بغلش اومد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط