مکتب تعلیم عشاق آتش است،

مکتب تعلیم عشاق آتش است،
من شب و روز اندرون مکتبم،

روی خود بر رویِ زرد من بِنه،
دست نِه بر سینه‌ام کَاندر تب ام!!

جلال الدین محمد بلخی
دیدگاه ها (۱۶)

دوش چه خورده ای دلا؟راست بگو ؛ نهان مکن...!چون خمشان بی گنه ...

بسی شکایتم از فُُرقت تو در جانست،وگرنه از غم عشقت مرا شکایت ...

گمان مبر که شود منقطع به دادن جان،تعلق دل از آن روی دلستان ک...

آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد،حالیا فکر سبو کن که پر از باد...

شوهر های شیطان من ( درخاستی ) پارت ۴.───شش ماه بعد.ات دیگر ب...

ادامه پارت ۴.سه ماه بعد. پاییز بود. برگ‌ها می‌ریختند. ات ۱۸ ...

پارت چهار لایک و کامنت یادت نره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط