هریک از زنانی که

هریک از زنانی که
زمانی بی‌تفاوت
از کنارشان گذشته‌ای
تمام دنیای مَردی بوده‌اند.

همین زن که از اتوبوس پیاده شد
با چشم‌های معمولی
و کیفی معمولی‌تر
و تو معصومش پنداشتی
روزی، جایی
کسی را آتش زده
با همان ساق‌های معمولی
و انگشت‌های کشیده.

شک ندارم
مردی هست که هنوز
در جایی از جهان
منتظر است آن زن
خوشبختی را در همان کیف چرم معمولی
به خانه‌اش ببرد.
دیدگاه ها (۱)

-آخه کجای این دنیا قشنگه؟+اونجایی که تو هستی :)

لبخند می‌زنمتا‌ چیزهایی را مخفی کنم،جایِ زخمِ میخ بر دیوار ر...

وقتی هنوز آرزوی تکرارت را دارم .ینی هنوز تمام نشدی .ینی در ا...

رمان melegim🪽: پارت ۵ نه نه نه ...... کسی میاید داخل دستگیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط