به خودم قول دادم هیچوقت غصهی گذشته رو نخورم غصهی اتفاق

به خودم قول دادم هیچوقت غصه‌ی گذشته رو نخورم، غصه‌ی اتفاق افتاده.. بدترین روزی رو که داشتم یادمه، اما فقط یادمه.. مثل ا‌ون روز درد نمیکشم، مثل اون روز اشک نمیریزم..
یه شبایی تو زندگیم اومدن که فکر کردم این آدم مچاله شده دیگه تا صبح‌ دووم نمیاره ولی صبح شد.. یه روزایی تو‌ زندگیم اومدن که فک کردم عقربه ها دیگه قراره تکون نخورن ولی گذشت، رد شد، تموم شد..
اگه باور کنیم که هیچ چیزی توی زندگی دائمی نیست دیگه هیچوقت غصه نمیخوریم..
چه اشک بریزی و خودتو به درو دیوار بکوبی، چه بخندی و قدم بزنی، دیگه نمیتونی زمان رو به عقب برگردونی، همه چی میگذره..
پس غصه‌ی اتفاقی که افتاده رو هیچوقت نخور..
دیدگاه ها (۱)

استرس اولین ها با کسی که دوسش داری هیچوقت فراموش نمیشهمثل او...

من هیچوقت از گم شدن نترسیدممن از پیدا نشدن میترسم!بچه که بود...

به خودم قول دادم هیچوقت غصه‌ی گذشته رو نخورم، غصه‌ی اتفاق اف...

با یه فنجون چای گرم، وسط یه زمستون سرد، دست و پای پوشیده و ی...

( فردا )از زبان ا/تچمدونم رو گذاشتم پشت تاکسی فرودگاه تهیونگ...

5 minutes to deathPart ۲3تقریباً پنج دقیقه بعد صدای آژیر ماش...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑:-چونکه گوشیم همراهم نیست (هست ولی نمیخواد بده و برای ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط