رمان پارت عشق مخفیانه جونگ کوک

رمان .پارت1 عشق مخفیانه جونگ کوک

یک شب سرد تو سئول بادوستات تو کتاب خونه که
یکم از خنتون دور بود قرار می زاری فیلیکس بود لیسا و جنی هم بودن تو و فلیکس خیلی صمیمی بودین
اون مثل داداشت بود قرارتون ساعت ۲۰:۰۰ قرار داشتید
وتو یکمی خونتون دور بود پس زود تر راه افتادی
رسیدی و همه خیلی باهات مهربان بودن و فیلیکس
کلی بغلت کرد و باهات شوخی کرد یکم کتاب خوندید
و چون همه خونشون جدا بود و هوا تاریک بود فیلیکس گفت:هی ا/ت می خوای باهات بیام؟هوا تاریکه و خطر ناکه*
ا/ت :نه نه ممنون خودم می رم
همه رفتن و تو داشتی از میان بور که خیلی تاریک بود
رفتی که صدای ماشین شنیدی با بی توجه ای کامل هندزفری تو در آوردی و داشتی آهنگت رو می زاشتی
که یهو یک ماشین با سرعت اومد سمتت و نور بالا
زد تلاش کردی که بفمی کی تو ماشین هست که
۷نفر رو دیدی ولی نمی شناختیشون
به راحت ادامه دادی و یهو بکی از ماشین پیاده شد
و اومد سمتت ترسیدی و دوییدی ولی گرفتت
کلی جیغ زدی ولی کسی نفهمید بردنت نو ماشین و
یکی تو ماشین بود که خطر ناک نمی زد ازش
سوال می پرسیدی
ا/ت:سلاممم من اینجا چی کار می کنم؟شما کی هستید
که دستشو گذاشت رو دهنت که ساکت شی اون جونگ کوک بود گفت ساکت شو صدات رو مخم هست
و بعد تو................
ادامه پارت بعدی
دیدگاه ها (۰)

رمان پارت ۲ عشق مخفیانه جونگ کوک زدی زیر گریه که راننده شروع...

تنها کسایی که از حرف زدن باهاشون سیر نمی شم

هوپییییی

یاع یاع توکه چیزی ندیدی

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

پارت ۵🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ادامه ی ویو جونگ کوکنور خیلی روش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط