بوی چایُ بوی هل، بوی گلاب

بوی چایُ بوی هل، بوی گلاب
بوی شمعدانی سرخ توی خواب
تا که تقدیم تو گردد در غزل
بوی عطر خانقاه ، یک عطر ناب
همه را در خواب می دیدم شبی
نم نمک باران گرفت ، و آفتاب...
یک سبد از عشق بود و چای داغ
زیر چتر آفتاب، ان جوی آب
عاشقی بودی که همتایی نداشت
عاشقی تنها ، و عشقی از سراب
دیدگاه ها (۸)

شبی بهانه ی من شو برای بیداری نگو! دوباره برایم بهانه ای دار...

کاش هنگام تماشای تو باران باشدگریه‌ی حسرتم از چشم تو پنهان ب...

بی تو ای یار ز حالت خبری میخواهم بی تو پر پر شده ام بال و پر...

بی قرارم ، بی قرار برگردیخسته از روزگار بر گردیدر غروبی غمین...

جانگ با دست‌هایی که از شدت هیجان و فشار می‌لرزید، دستش را زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط