اسیر یونیفرم پوش من

اسیر یونیفرم پوش من
چندپارتی یونمین / پارت ۱۱

جیمین : لطفا یو-یو-یونگ
یونگی : هنوز کاری نکردم که جوجه . انقدر ترسیدی حتی نمیتونی اسممو بگی !
جیمین : من ن-نمیتونم با تو باشم من یه پلیسم باید دستگیرت میکردم
یونگی : فعلا که اسیر منی ! (جیمین رو به تاج تخت تکیه میده و به صورتش نزدیک میشه)جیمینی من قبلا با پدرت کار میکردم ... اگه تو بخوای (به لباش خیره میشه) میتونم مهره های این بازی رو طوری بچینم که.... هیچ کس از اعضای خانوادت جرئت نکنه کوچیکترین حرفی بهت بزنه

《توی همچین موقعیت پرتنشی .. این حقیقت که پدرش قبلا با یونگی کار میکرده ..مثل تلنگری بود که اونو از واقعیت آگاه میکرد .. الان دوساله پدرش . از همه بیشتر اصرار میکنه که مافیا مین رو دستگیر کنن ... حالا که واقعیت رو فهمید .. چرا بازم به خودش دروغ بگه . چرا دروغ بگه هیچ علاقه‌ی به یونگی نداره . درحالی که همین الانش هم از تک تک جزئیات داره لذت میبره . اون نفس های گرمش این فاصله‌ی کم چشمایی که به لباش دوخته شده بود . و جمله هایی که بهش اطمینان میداد نگران نباشه》

یونگی : تو میتونی هرچی که میخوای رو داشته باشی .. (به صورت جیمین نزدیک تر میشد) فقط کافیه مال من بشی ... جوجه پلیس !

《بلخره از چیزی که حس میکرد مطمئن شد... اون مافیای لوس تاحالا چندین بار اعتراف کرده بود . که میخوادش . که دوستش داره . و حالا نوبت جیمین که اعتراف کنه . اینکه اونم به همون اندازه دوستش داره شایدم بیشتر.... پس همون فاصله‌ی کمی که بینشون بود رو شکست برای بار دوم بوسه رو خودش شروع کرد . نه از سر اجبار و نه بخاطر کارش . اینبار واقعا لذت میبرد از طعم لباش از لذتی که تونست دوباره تجربه‌اش کنه》


------------------------------------
پارت های بعدی رو توی پیج اسمات گذاشتم و میتونید از اونجا بخوندیش

پیج اسمات
@kim-tae-taekook
دیدگاه ها (۳)

دخترام . فیک ها تا اینجا چطور بودن ؟ هر ایرادی بنظرتون اومد...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۶۰ (شایدم ۵۹ نمیدونم)تهیونگ ...

نازدونه‌‌ هامم . من فعلا مسافرتم و واقعا وقت آزادم در حد یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط