❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥
⁦(⁠。⁠♡⁠part 178♡⁠。⁠)⁩

بغضم صدام بیشتر شد لرزوند گفتم : گریس رو یادتونه؟ دوستم..
داغون گفتم : توماس يکي از انگشتاي گريس رو قطع کرد.
گفت باید باهاش ازدواج کنم..
گفتم نه..دومین انگشتش رو قطع کرد گفت باید باهام ازدواج کني.. بازم گفتم نه..
گریس رو کشت
داد زدم : گریس رو کشت ولی باز گفتم نه..
اشکام جاري شد و هق هقي از گلوم خارج شد
و گفتم : جونگکوک بیهوش رو اورد انداخت جلوم..
به جونگکوک نگاه کردم
و پردرد گفتم : سرت نخورده بود به جایی..
بیهوشت کرده بودن
زده بودن تو سرت..
بلند هق هق کردم تلخ ترین خاطره ممكن.
دستم رو به گلوم گرفتم و به زور
گفتم : چاقو گذاشت زیر گلوي جونگکوک..
بلند تر داد زدم : اون کثافت چاقو گذاشت زیر گردن جونگکوک..
زیر گردن کسي که همه وجودم بودم..
همه کسم..نفسم ..
توماس گفت باید باهاش ازدواج کنم..وگرنه گردن جونگکوک رو میبره..
گریس رو کشته بود. میتونست جونگکوکم‌رو بکشه.. اشکام تند تند میریخت.
کل بدنم واضح میلرزید. همه شوکه و پردرد نگام میکردن -تا مجبور شدم قبولش کنم. گفتم باهاش ازدواج میکنم..گفتم بعد میرم پیش بابا و دین و ازشون كمك بخوام و بگم این کثافت عشقم و تهدید کرده..ولي توماس دستم رو
خوند..گفت دور تا دور انگلستان رونیرو چيده..
توي بازار نيروهايي رو نشونم داد که آماده دستورش بودن تا مردم بیچاره رو سلاخي کنن..
زل زدم به بابا که با درد نگام کرد.
با غم گفتم : بابا.. اون شب رو یادته؟
ازم دلیل خواستي بگم چمه..
به خدا خواستم بهت بگم بابا.. اما اون..
اون کثافت جام مسموم به مرگ موش گرفت سمت مامان.. نگهبانش دست
به شمشیر پشت سر تو و دین وایستاد..
بلند زدم زیر گریه. اشکي از چشم بابا سر خورد.
پارچه روي ميز رو با خشم کشیدم
دیدگاه ها (۳)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 179♡⁠。⁠)⁩و همه ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 177♡⁠。⁠)⁩نگاش ک...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 176♡⁠。⁠)⁩نمیخوا...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 118・⁠]⁠ᕗ موهام بین دستای و خ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 119・⁠]⁠ᕗتوماس اشاره ای زد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط