از شمال محدود است، به آینده‌ای که نیست

از شمال محدود است، به آینده‌ای که نیست
به اضافهٔ غم پیری و سایهٔ مخوف ممات
از جنوب به گذشتهٔ پوچی پر از خاطرات تلخ
گاهی اوقات شیرین
مشرق، طلوع آفتاب عشق، صلح با مرگ
شروع جنگ حیات
مغرب، فرسنگ‌ها از حیات دور، آغوش تنگ گور
غروب عشق دیرین
این چه حدودی ست! آیا شنیده‌ای و میدانی؟
حدود دنیای متزلزلی است موسوم به: جوانی
دیدگاه ها (۱)

طلوع میکند آن آفتاب پنهانیز سمت مشرق جغرافیای عرفانی تو ای خ...

«تولدی دیگر» «فروغ فرخزاد»ای شب از رؤیای تو رنگین شدهسینه از...

ارگ کلاه فرنگی بیرجند📆 تقویم پنج‌شنبه☀️ ۱ آذر ۱۴۰۳ هجرے شمسے...

ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر توام سنگین شده ای...

ای شب از رویای تو رنگین شده ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه ...

ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر توام سنگین شدهای به ...

ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر تو ام سنگین شدهای به ...

ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر تواَم سنگین شدهای به ...

ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر تواَم سنگین شدهای به ...

ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر تواَم سنگین شده ای ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط