توی آغوش تو هر ثانیه جا می خواهم

توی آغوش تو هر ثانیه جا می خواهم
مثل یک آدم بی عقل تو را می خواهم 

عشق من را تو بپوشی به تنت می آید
حال من خوب به عاشق شدنت می آید 

روسری باز نکن خون دلم گردن توست
زندگی شیوه تب دار بغل کردن توست 

زندگی چرخه پرگار تو باشد کم نیست
درد من حسرت دیدار تو باشد کم نیست 

پیش تو قافیه ام راه غلط خواهد رفت
آبروی غزلم روی لبت خواهد رفت 

مثل پیراهن شب باش تو را می پوشم
زندگی لذت خوبی است تو در آغوشم... 

با تو هر لحظه قرار است خطا سر بزند
حرف دیدار بیفتد دل من پر پر بزند

عطر آغوش تو کافی ست که نزدیک شود
سایه ات روی تنم باشد و تاریک شود 

زندگی توی همین ثانیه محدود شود
بین آغوش تو این حسرت من دود شود 

مرد راهم تو اگر مقصد راهم بشوی
با تو مومن شده ام کاش گناهم بشوی
دیدگاه ها (۲)

شب شد خیال آمدنت را به من بدهحسِ عزیز در زدنت را به من بدهام...

:-)

میتوانم جهانم را ویران کنمخودم را به بند بکشمو از حجم اندوهش...

Just in DREAMs 4ـــ‌نویسنده‌ـــدر ماشین رو باز کرد.پیاده شد....

نام فیک: مافیا جذاب منChapter: 1Part: 6می سو دنبال جونگکوک ر...

چندشاتی جونگکوک(پارت۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط