تشنه بوسیدنــت بودم ولی...

تشنه بوسیدنــت بودم ولی...
تا شنیـــدی تشنــه تر کـــردی مــرا...

چشــم هــایت را به جنــگ آورده ای...
بی سلاح و بی سپــر کـــردی مرا...

💞
دیدگاه ها (۱)

گرما یعنینفس های تودست های توآغوش تو!من به خورشید ایمان ندار...

ازڪام لبت بوسہ سرابست نگو نہلبهاےتو خود جام شرابست نگو نہیڪ ...

چشامو وقتے تونگاهم میکنے دوست دارماسممو وقتے دوست دارمکہ توص...

ﺩﺭﻗﻠــــﺐ ڪﻮﭼڪمفـﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾـــــےﻣﯿڪنےﺑﺪﻭڹﻫﯿﭻ ﻧﺎﺋﺐﺍﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﺍےڪس...

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟با دو چشمان پُر از اشک صدایش...

در اطلسِ نگاهت،جایی میانِ خطوطِ روشن و تاریکِ چشم‌هایت،مرا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط