بیب من برمیگردم

بیب من برمیگردم
پارت : 84

تهیونگ اومده بود دنبالمون تو ماشین کنار جونگکوک نشسته بودم و مثل ابر بهاری گریه میکردم
_ ج..
+ ساکت شو تهیونگ
تهیونگ دیگه حرفی نزد و مشغول رانندگی شد
+ چرا این همه وقت ازم پنهونش کردین مگه من چیکارتون کردم
_ خواهر گلم تو هیچ کار اشتباهی نکردی اما اینجوری بهتر بود
+ تهیونگ تو خودت با چشمای خودت داشتی میدیدی که من داشتم بدون جونگکوک ذره ذره اب میشدم اما تو بازم همه چیو مخفی نگه داشتی چون اینجوری بهتر بود مسخرس واقعا مسخرس
_ جنی عزیزم میدونم تمام وقت دلتنگم بودی اما من فراموشی گرفتم چیزی یادم نمیاد
+ بودن تو برای من خودش یه ارامش بود اما تو از چشمم پنهان شدی
_ اما الانکه هستم پس بهتره گذشته رو فراموش کنیم و به فکر الان و اینده باشیم
_ جنی جونگکوک راست میگه اون پیشته ولی تو باز داری گریه میکنی
+ جای من نیسی بفهمی تهیونگ که من چقد دارم درد میکشم
همه مون ساکت شدیم جونگکوک فقط داستامو گرفت
و به خونه تهیونگ رفتیم
وقتی رسیدیم دستای جونگکوک رو پس زدم و پیاده شدم
اون گریه کردن به من کمک کرد که اروم بشم احساس سبکی کنم
دیدگاه ها (۰)

بیب من برمیگردمپارت : 85وقتی رفتیم داخل همه جمع بودن و داشتن...

بیب من برمیگردمپارت : 86چی درست میشنیدم بهم گف گمشم برم یهو ...

بیب من برمیگردمپارت : 83جو جونگ ک کوک + جونگکوک خودتی؟ _ لعن...

بیب من برمیگردمپارت: 82حسابی مست بودم و کارام دست خودم نبود ...

☆پسر بد☆☆_bad boy_☆Part: 8ویو تهیونگ با کوک تو اتاقم بودیم. ...

اسم فیک: اون واسه منهp52تهیونگ: قربونت برم من... نگران اون ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط