sorry

sorry..2
p.6
۱۵ آگوست ۲۰۲۵
ساعت: ۶:۴۵﴿صبح)

چشماش رو به سختی باز کرد.
ته: آههه خدایاااا...بازم زنده موندم؟..مینهوی عوضییی اگه جیمین زنده بود...جرعت میکردی..با من اینکار را رو کنی..

از جاش بلند شد.
با یه دستش صورتش رو شست.
ته: مرتیکه گاو نمیتونه یدونه لوله آب گرم بزاره اینجا..یخ زدم.

با حوله صورتش رو خشک کرد.
از زیر زمین بیرون اومد...مینهو داشت به همراه خواهرش صبحانه میخورد.

هانول: هعییی پارک بیا غذا
ته: نمیخورم.
و از عمارت مینهو خارج شد.

هانول: مینهو..این خیلی پر رو شده..یکاری کن..
مینهو: امروز اخر عمرشه(پوزخند)

زنگ زد به بادیگارد تهیونگ
بادیگارد: بله قربان
مینهو: تهیونگ رو بکش..

بادیگارد: چشم.

تهیونگ خواست سوار ماشینش بره..که

بادیگارد: کجا میری؟
ته: نگران نباش...فرار نمیکنم.
بادیگارد: ولی من موظفم تو رو همراهی کنم.
تهیونگ: نمیخوام..

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

sorry..2p.7(همون تاریخ و زمان)بادیگارد ولی من موظفم تو رو هم...

sorry..2p.8(همون ساعت و زمان)ته: تو دوست برادرمی.جیکوب: اوهو...

گپشن مهمه...لطفابچه ها متاسفم که ادمین بدی بودم..از هرکس که ...

sorry..2p.5کوک: باشه فقط یه لحظه وایسا.سریع دویید و عروسکش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط