زمانی نجار پیری بازنشستگی خود را اعلام کرد. صاحب کارش نار

زمانی نجار پیری بازنشستگی خود را اعلام کرد. صاحب کارش ناراحت شد و سعی کرد اورا منصرف کند,
اما نجار تصمیمش را گرفته بود.
سرانجام صاحب کار درحالی که باتأسف با این درخواست موافقت میکرد،
ازاو خواست تابه عنوان آخرین کار، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار چون دلش چندان به این کار راضی نبود به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد وبا بی دقتی به ساختن خانه مشغول شد وکار را تمام کرد…
زمان تحویل کلید، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت:
این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری! نجار یکه خورد و بسیار شرمنده شد.
درواقع اگر او میدانست که خودش قرار است دراین خانه ساکن شود لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد وتمام دقت خود را میکرد.
"این داستان زندگی ماست"
گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که هر روز میسازیم نداریم،
سپس در اثر یک اتفاق میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.
اما فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم ممکن نیست.
ما نجار زندگی خود هستیم و روزها چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی ما کوبیده میشوند.
""مراقب خانه ای که برای زندگی خود میسازیم باشیم"
دیدگاه ها (۱)

:-)

sham emshab ma hamin alan yehoyi:-)

ﮐﺎﺵ ﻣﺮﮐﺰ ﺍﻫﺪﺍﯼ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻢ ﺑﻮﺩ… ﺁﻧــــﮕﺎﻩ ﺗﻤــــــــــﺎﻡِ ﺟﻮﺍﻧـ...

در شهر وینسبرگ آلمانقلعه ای وجود داردبنام زنان وفادارکه داست...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

debt (part 1)

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۶ صبح با صدای آرام ...

007-پنهان در مه - پارت ۶۲

🧁 پارت سوم | اولین قدم برای یک همکاریصبح آن روز، عطر نان تاز...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۸ صبح روز بعد، جونگ...

زمانی نجار پیری بازنشستگی خود را اعلام کرد. صاحب کارش ناراحت...

زمانی که نجار پیری بازنشستگی خود را اعلام کرد صاحب کارش نارا...

زمانی که نجار پیری بازنشستگی خود را اعلام کرد صاحب کارش نارا...

زمانی که نجار پیری بازنشستگی خود را اعلام کرد صاحب کارش نارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط