#چرا -من

#چرا -من
PART13


ات باشه با ناراحتی



کوک ناراحت نباش وگرنه برات بد تموم میشه

آت بس کن دیگه هی میای میگی اگه این کارو کنی برات بد تموم میشه اگه اون کارو کنی برات بد تموم میشه

کوک نیشخند

ویو آت

جونکوک از اتاق رفت بیرون و بعد از چند دقیقه یک نفر اومد درزد

صدای در تق تق

ات بیاتو


هه رین سلام خانوم

ات هه رین تویی دختر

هه رین ات تو کجا اینجا کجا

ات من دیگه دوست دختره جونکوکم

هه رین خوش بحالت

ات نبابا اینجا اون جوری نیست که بخوای راحت باشی

هه رین باشه بیا زود شروع کنم به میکاپ کردنت

نکته
بچه ها هه رین یکی از هم کلاسی های ات بود

پرش زمان

هه رین ات تموم شد ببین خوبه

آت مرسی خیلی خوب شده

هه رین باشه من دیگه برم

آت باشه مرسی

ویو نویسنده

هه رین از اتاق رفت بیرون منم باید میرفتم پایین رفتم دیدم جونکوک اونجا نشسته رفتم و بهش گفتم

مکالمه کوک و آت

آت من...... من آمادم بریم بغض

کوک باشه بریم ولی دیگه اونجا وقتی حرف میزنی بغض نکن

ویو کوک

آت از اتاق اومد بیرون خیلی خوشگل شده بود ولی چون از دستش عصبانی بودم هیچی نگفتم....
دیدگاه ها (۱)

#چرا -من فکر کردین پارت میدم چرا انقدر کم لایک میکنید

#چرا -منPART14ویو کوک آت از اتاق اومد بیرون خیلی خوشگل شده ب...

#چرا -من PART12ات خوب تو بگو چرا باید اینجا باشم گریه کوک چو...

#چرا -منPART 11آجوما ارباب خانم... خانم .. تو عمارت نیستنکوک...

آت :باشه بریم فقط میشه منو بزاری زمین کوک :نه آت :به داداشم...

#چرا-منPart16ویو آت صبح از خواب بیدار شدم و صورتم رو شستم و ...

𝓹𝓪𝓻𝓽13ات ویو رسیدیم شوگا: خب بریم بخوابیم ساعت دوازدهه هرکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط