تو تاکسی نشسته بودم

تو تاکسی نشسته بودم
طرف یه حرف قشنگی زد ، گفت
جوونای الان مثل تریاکیای قدیمن ، اونا پای منقل میشستنو دنیاشونو میساختن
بعد بلند میشدن میدیدن فقط یه ظرف خاکستر جلوشونه
جوونای الان پای گوشی میشیننو دنیاشونو میسازن بعد بلند میشن میبینن هیچی ندارن ...
دیدگاه ها (۲)

"کیزای" تنها خرس پاندای قهوه ای دنیا

کل روز با خودت کلنجار بری و در آخر جوری رفتار کنی که انگار ه...

Lets play a game.I close my eyes,then kiss me._________بیا ی...

گوشام سوت میکشن انقد دروغ شنیدن...

𝓹𝓪𝓻𝓽 30ویو فردا صبح پاشدم موهامو که انگار برق گرفته بودو درس...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟕𝟕از روی صندلی نیمکت بلن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط