جانا به جان رسید زِ عشق تو کار ما

جانا به جان رسید زِ عشق تو کار ما

دردا که نیستَت خبر از روزگارِ ما
#انوری
دیدگاه ها (۸)

گر چرخ و هزار چرخ در ڪینهٔ ماستغم نیست چو مهر یار در سینهٔ م...

این چه حرف است که در عالم بالاست بهشتهر کجا وقت خوشی رو دهد ...

میناست پیڪر من و خونم شراب عشقدزدانہ در ڪمینگہ هوش ات نشستہ ...

فلڪ چگونہ بہ تعذیب من ڪمر بنددڪہ من بہ لطف جنون ڪوہ رنج،...

میرا جان جیگر ز حالم بی خبر🐥💔

غزل از چشم تو فواره‌کنان می‌آیدمِی ز لبخند تو در ساغر جان می...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط