پارت

پارت [33]
یونگی:خفه شو (داد)
میرین تویه اتاق و محکم پرتت میکنه رو تخت
ا/ت:چیکار میکنی حالت خوبه؟
یونگی:خفه شو گفتم خفه شو(داد)
میاد روت خ.یمه میزنه و با یه حرکت لباساتو ارع دیگه جر میده و دین دین دین🙄🙄😂
و ارع دیگه توضی نمیدم


ویو فردا....‌
ا/ت:آیی
یونگی:بلند میشه از خواب بدون هیچ حرفی لباس میپوشه و از اتاق میره بیرون و درو قفل میکنه
ا/ت:آییی بلند میهو بزور میره تویه حموم دوش میگیره و بهتر میشه‌...
شروع میکنع به گریه کردن...
ا/ت:مگه من چیکارش کردم چرا دیشب اینطوری کرد(گریه...)




ویو کوک و جیسو و جیمین.....

هرکی تویه یه اتاق بود

ویو سومین:ا/ت بهش زنگ زد
سومین:الو؟
ا/ت:سلام ابجی(گریه)
سومین:یا چیشده؟
ا/ت:یو...یونگی هیق(گریه)
سومین:اروم باش ابجی چیشده
ا/ت:یونگی...هیق (همچیو توضیح داد)
سومیت:اوه ابجی گریه نکن لطفا شاید غیرتی شد اینکارو کرد..

خلاصه حرف زدنو و قعط کردن.

سومین رف پیش کوک
سومین:جونگکوگ
کوک:بلی؟
سومین:میخوام یچیزی بگم
کوک:بگو میشنوم عزیزم
سومین:می..میدونی من چه خوابی میدیدم از خواب میپریدمو و تو و ا/ت میومدین تویه اتاقم؟
کوک:نع نمیدونم
سومین:خوابشو توضیح میده
کوک:جدی؟
سومین:اوهوم


ادامع دارد...
دیدگاه ها (۲۱)

پارت [34]کوک:منم باید یچیزی بهت بگم راجب شوگاسومین:هوم بگوک...

پارت [35]سومین:کوک ی..یوقت ا/تو نکشهه؟(گریه)کوک:نه نگران نبا...

پارت [32]شوگا:خب بچها حرکت کنیم بریم دیگه؟جیمین:اره من رانند...

گایز فصل دوشو بنویسم‌؟؟😂

Part 13کوک: ا،ت گفتم پس کنا،ت: یعنی چی بس کن رفیق من مرده او...

P⁴زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/تچند دقیقه بعد دوباره ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط