بار اول که دیدمش او را ماه و سالش درست یادم نیست

بار اول که دیدمش او را ؛ ماه و سالش درست یادم نیست
دیدم انگار دوستش دارم ؛ حس و حالش درست یادم نیست

زیر چشمی نگاش می کردم؛ چشمهایش چقدر زیبا بود
صورتش خال داشت ! اما من ؛ جای خالش درست یادم نیست

خنده اش حالت عجیبی داشت ؛ تا دهانش به خنده وا می شد
گونه اش زود چال می افتاد ؛ عمق چالش درست یادم نیست

مانتو اش تیره بود؛ میدیدم ! چادرش را که باد وا می کرد
بیشتر محو قامتش بودم ؛ رنگ شالش درست یادم نیست

ناگهان رو به سمت من چرخید ؛ داشت از من سوال می پرسید
آنقَدَر ناز حرف زد با من ؛ که سوالش درست یادم نیست

مات و مبهوت ِ لهجه اش بودم؛ هر چه او گفت سر تکان دادم
من چه گفتم ؟ فقط خدا داند در قبالش! درست یادم نیست

زود فهمید عاشقش شده ام ؛ چادرش را کمی مرتب کرد
بعد از آن گفت که چه میگذرد در خیالش ، درست یادم نیست

مثل ماهی تُنگ بودم ؛ او ! قدّ ِ دریای بی کران زیبا
داشت می گفت کم کم از مرد ِ ایده آلش درست یادم نیست

تا که فهمید شاعرم دیدم حالت چهره اش عوض می شد!
بی بهانه سراغ حافظ رفت ؛ گفت فالش ! درست یادم نیست




چند وقتی شده که شکر خدا ؛ معنی درد را نمی فهمم
دکترم گفته مرده ام یکبار ؛ ماه و سالش درست یادم نیست

گاه گاهی فقط ته قلبم ؛ جای داغی! عجیب می سوزد
گفته جای امیدواری هست ؛ احتمالش درست یادم نیست!!



سید عباس محسن زاده
دیدگاه ها (۶)

اما کار من نبود🥺ویو تهیونگ:هر چقدر دنبال این مدارک کمپانیم پ...

یاد کلاس خودمون افتا_ وای یاد یکی از خاطرات امسال افتادم (گف...

P4: Mansion kim پرش زمانی به ظهر:ویو ات:داشتیم کارامون رو زو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط