بیار باده و زلفت گره مزن به ستیزه

بیار باده و زلفت گره مزن به ستیزه

که فتنه از گره زلف تو ز خواب درآمد

#عطار
دیدگاه ها (۱۲)

زبان حال عاشق گر دعایی دارد این داردکه یارب مهربان ‌گردان دل...

نخواهم عمر فانی را، تویی عمرِ عزیزِ مننخواهم جانِ پرغم را، ت...

از #هزاران یک نفر اهل دل استمابقی #تندیسی از آب و گل است"آب ...

:به #تو سلام می‌کنمکنار تو می‌نشینمو در خلوت توشهر بزرگ من ب...

اُسکار بهترین توصیف 「عشق در یک نگاه 」هم، میرسه به عطار که می...

چنان به یاد تو شادم که فرق می‌نکنمز دوستی که فراق است یا وصا...

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباحصلاح ما همه آن است کان تو را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط