دنیایم را میدهم برای لبخندت... هراسی نیست ...شاد که باشی

دنیایم را میدهم برای لبخندت... هراسی نیست ...شاد که باشی دوباره دنیا از آن من است
بیا خط بکش بر سکوت دلم
بیا بغض این ابر را پاره کن
بیا یک سفر پا به پایم بیا
سکوت دلم را بیا چاره کن
بیا خسته ام از شب و گریه ها
از این قصه تلخ و بی انتها
بیا خط بکش بر سکوت دلم
هنوز فرصتی هست اما بیا
رها کن سکوتی رو که بین ماست
بیا لحظه لحظه منو تازه کن
که من زنده می شم به لبخند تو
بیا عشقتوبا دل اندازه کن
بیا عاشقم باش و باور بکن
که با تو کس عقده هامو ندید
هنوز اول راه خوشبختیه
بیا آخر این ترانه رسید
دیدگاه ها (۱)

یک نفر را دوست دارم...شعر می گویم...برایشآمده...در زیر شعر م...

باز گشتم به کاغذ ... به قلم ... به آرامش خط ها ...چه لحظه ها...

از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی …از یه جایی به ب...

“زنها” تنهاییشان را گریه می کنند و “مردها” گریه هایشان را تن...

این قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قرار می‌رس...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟔𝟖کارآموزه: فقط زیر آب ه...

LOOKING FOR YOU PART : ⁴۲۷ دسامبر ۱۵۲۳ چاران ( تهیونگ ) با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط