من به خال لبت ای دوست چو تبخال شدم

من به خال لبت ای دوست چو تبخال شدم
بعد از آن بود, بخود آمده, بدحال شدم

دیدگاه ها (۳)

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

صبح پاییزی

چشمانت را دوست دارم، اما نه فقط برای زیبایی‌شان؛ برای آن خال...

#*چو عزم سفر کردی، ای دوست، به سلامت رو**حق پشت و پناهت باد،...

#*چو عزم سفر کردی، ای دوست، به سلامت رو**حق پشت و پناهت باد،...

#*چو عزم سفر کردی، ای دوست، به سلامت رو**حق پشت و پناهت باد،...

#*چو عزم سفر کردی، ای دوست، به سلامت رو**حق پشت و پناهت باد،...

#*چو عزم سفر کردی، ای دوست، به سلامت رو**حق پشت و پناهت باد،...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

کاش می شد یک صبح کسی زنگ خانه هامان را بزند و بگوید بادست پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط