#مثلی_لا_یبایع_مثله

#مثلی_لا_یبایع_مثله

عاشقانه‌ای برای پدر
شاگردان می‌ترسیدند آن سؤال را از استاد بپرسند؛ نه به خاطر این‌که اخلاق استاد بد باشد، نه! بلکه استاد آن‌قدر عاشقانه پدرش را دوست داشت و ابرازش می‌کرد، که طلبه‌ها جرأت نمی‌کردند بپرسند برنامه شما برای بعد از فوت پدرتان چیست؟!

یک بار، شاگردی دل را یک‌دله کرد: «استاد، شما برای بعد از پدرتان، فکر مرشد شدن ندارید؟!»

اندوه توی صورت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای دوید. پاسخ داد: «والله العلی العظیم! حتی در رگ‌های پشت دستم هم تصور رهبری جریان ندارد، چه برسد در ذهنم!»

#ما_فاتحان_قله_ایم
#امام_شهید_امت
#حوزه_مقاومت_بسیج_حضرت_فاطمه
#شهرستان_شهریار
#استان_تهران
دیدگاه ها (۰)

#مثلی_لا_یبایع_مثله #مثلی_لا_یبایع_مثله

#مثلی_لا_یبایع_مثلهاستاد اساتیدهاتعداد شاگردهایش به هزار و س...

#مثلی_لا_یبایع_مثلهدر مسیر پدرخاطرات کوتاه از شخصیتامام سید ...

«زهرا جان… شاید زمین برای ماندنت کوچک بود؛ شاید باید به کارو...

🇮🇷تولید محتوا🇮🇷فلسفه صدور بیانیه و آغاز گام دوم انقلاب«اینک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط