وقتی بچه بودم منو میزاشتی رو دلت و ازم میپرسیدی قلب بابا

وقتی بچه بودم منو میزاشتی رو دلت و ازم میپرسیدی قلب بابا کیه؟
منم با صدای کودکانه میگفتم: مـــن
بازم میپرسیدی جیگر بابا کیه؟
میگفتم: مـــــن
و باز میپرسیدی چشم بابا کیه؟
میگفتم: مـــــن
اون موقع ها درک نمیکردم قلب بابا بودن و جیگر بابا بودن و چشم بابا بودن یعنی چی!؟
اینو وقتی متوجه شدم که صورتت پر از چروک شده و موهات رنگ سیاهشو داده به سفیدی! بابایی تمام موهاتودیدم ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮم سفیدشدواززجرکشیدن من آروم آروم شکستی ...
آره تازه فهمیدم قلب بابا بودن یعنی وقتی تو ناراحتی من دل تو دلم نیست ،
جیگر بابا بودن یعنی وقتی مریضی و ناخوشیتو میبینم جیگرم آتیش میگیره
و چشم بابا بودن یعنی وقتی نور چشمات کم شدن چشمای منم خیس شدن
"""بابایی خیلی خیلی خیلی خیلی دوست دارم"""
به سلامتی باباها ک هستن،ویا ب رحمت خدا رفتند....!!
⊙مامانم بابامو صدا زد که در شیشه سس رو باز کنه
پدرم بعد از کلی کلنجار نتونست
منم خیلی راحت درش رو باز کردم و گفتم :اینم کاری داشت؟؟
پدرم لبخندی زد و گفت:
یادته وقتی بچه بودی من در شیشه رو شل میکردم تا بازش کنی و غرورت نشکنه؟
بدجوری بغض گلمو گرفت..

سلامتی همه باباها
دیدگاه ها (۱)

به سلامتی همه مامانایی که هروقت صداشون کنیممیگن:جانم!و هروقت...

بهشت ایران زمین‌‌ خیابان شهدا

....

شاهِ مُلکیا زِمی لُرِســــــونَ کوه وُ بِرگِش مِری گُلسون...

همخونه اجباری... پارت 122"ویو جئون جونگ کوک"داشتم گزارش‌ها ر...

#in_your_eyespart_11۰"پنج سال بعد"ویو کایلااز صبح زود بیدار ...

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط