سالها از رفتنت میگذرد و من هر روزبا طلوع خورشید

سالها از رفتنت میگذرد و من هر روز،با طلوع خورشید
لبانم را با نام تو شستشو کرده ام.
از آن روز سالهاست که می گذرد..
و من
هنوز
زیر آوار رفتنت مانده ام!
اشک هایم قندیل میبندد حتی در مردادی ترین روزهایِ نبودنت ...
بعد ازتو ..
تمام فصل ها زمستان است..
بعد از رفتنت ...
زیارتگاهی مقدس شده اند این پنجره ها ...
هر روز به نیت آمدنت دخیل می بندم نگاهم را ......
می آیی.... ؟
نمی آیی.... ؟
نمیدانم
اما ......
اما وای بحال این پنجره ها
اگر معجزه نبینم .......!!!!!
دیدگاه ها (۱۶)

گفت:دلی که شکسته،مثل دست و پایِ شکسته می ماند...ترک هایش، زخ...

دلیل ها دارد این گرفتگی ، این باران بی بهانه نمیریزد ، خاک ،...

تو زندگی یه جایی هست که بعد کلی تحمل کردن و چیزی نگفتنبعد کل...

کِی رفتی؟یادم نیست...فقط می دانم سالهاست که نیستی، سالهاست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط