اونا چیکار میتونن بکنن واسم...جز گفتن یه ناراحت نباش،میگذ

اونا چیکار میتونن بکنن واسم...جز گفتن یه ناراحت نباش،میگذره...در روز اونقد میخندی که خودتم باورت میشه واقعا حالت خوبه اما...شبا وقتی سرتو میذاری رو بالش میگی نه!!!اونقدرا هم خوب نیس!
کم کم گریه کردن یادت میره؛میریزی تو خودت،بعد چند وقت میبینی که دیگه نمیتونی....
سر یه موضوع کوچیک گریه میکنی،داد میزنی،میگی چه بلایی داره سرم میاد؟به خودت فحش میدی....
همه میگن چته؟توکه اینقد ضعیف نبودی؟؟؟!!!غمگین نبودی...!
تو دلت میگی،اونقد قوی بودم که دیگه ته کشیدم...اونقد شکستم و هیچی نگفتم که حالا....
سر هر موضوع کوچیکی بی اختیار اشک میریزم....
نه بخاطر اون موضوع،بخاطر درد هایی که دارم،تموم افکارم،باورم،احساسم،حتی خودمم دیگه ته کشیدم...
سرد...بی تفاوت....بی اعتماد....
حالم خوب است...خوب!.....کسی که نگران حالم نمیشود.... پس بگذار گمان کنند خوبم....!
#lava
دیدگاه ها (۲)

#ازدواج_اجباری Part17ته: مامانننننننن من شیر توتفرنگی دویت د...

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۷| سؤالی درباره‌ی...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط