تا شعلة هجران تو خاموش کنم

تا شعلة هجران تو خاموش کنم

بر آتش دل ز صبر، سرپوش کنم
بسیار بکوشیدم و، نتوانستم

یک لحظه غم تو را فراموش کنم
ای کاش، دمی دهد امانم این اشک

تا نقش تو را به دیده منقوش کنم
آخر چه شود، شبی به خوابم آئی

تا جام محبت تو را نوش کنم
بنشینی و، در برت، مرا بنشانی

تا زمزمة نوازشت گوش کنم
گر بار دگر مرا در آغوش کشی

صد بوسه بر آن دست و بر آن دوش کنم
سجاده تو، که می‌دهد بوی تو را

برگیرم و، بوسم و، در آغوش کنم
چون درد فراق تو، ز حد درگذرد

زین عطر تو قلب خویش، مدهوش کنم
از حمله غارت به دلم آتشهاست

این داغ، عیان، ز لاله گوش کنم
گویند به من، یتیم غارت زده ام

زآن چشمة چشم خویش پرجوش کنم
دیگر اگر ای پدر نخواهی برگشت

برخیزم و، پیکرم سیه پوش کنم؟
این داغ حسین، جاودان است

هرگز نتوان به اشک، خاموش کنم
دیدگاه ها (۴)

توفقط دست به زانومزن وگریه مکن گیرم ای شاه کسی نیست...خودم ...

به نام خدا سلام ... لبیک یا حسین ... محرم نزدیک است ... عمر...

به نام خدا سلام ... قصد دارم از این به بعد درباره امام حسین ...

به شما محتاجم / به همین نفس زدن تو روضه ها محتاجم/ به دعای خ...

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

کس نیست در این گوشه فراموش‌تر از منوز گوشه‌نشینان تو خاموش‌ت...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط