Empire of the Six Towers:
Empire of the Six Towers:
Lawyers' Battle
امپراطوری شش برج : نبرد وکلا
p²⁵
قبل از اینکه برم شرکت ، گوشیم زنگ خورد ...
تا صفحه شو دیدم خشکم زد و خون توی رگام خشک شد . کل دنیا واسم واستاد و ضربان قلبم به طرز عجیبی بالا رفت .
از استرس و ترس دست و پام داشت میلرز و با اینکه قلبم تند میزد ولی نفسم بالا نمیومد . یکهو گوشی از دستم افتاد .
با صدای افتادن گوشی کیتی اومد تو اتاق ...
کیتی _ کاترین "خودم" +
_ هعی کاترین چیزی شده ... باید منم زود ببری دانشگاه هاااا . با هم گروهیام قرار دارم .
+ ....
_ هعی با توام ها !
+....
_ کاترین ... چیشده ... چرا ...
گوشی رو از زمین برداشت و صفحه رو دید .
یعنی فقط آرزو مرگ داشتم .
"هااااا فکر کردین آتش یا همچین چیزی بوده ؟! باید بگم که اشتباه فکر کردین . کاشکی اونا بودن . ولی ... تناس از طرف خانواده ی کاترین قصه ی ما بود . "
آروم تماسو وصل کرد ...
_ ا...الووو ... "صدای لرزون "
& چه عجب ... از این طرفا ... همین الان بیایین عمارت .
_ ما ... شما ... نمیتونیم بیاییم ...
تماس قطع شد . مامانم بود . باز چه نقشه ای داره ....
ادامه دارد ....
#اکشن #روزمرگی #وکالت #دیالوگ #عاشقانه #سناریو #داستان #فیک_نویسی #رمان #غم_انگیز #نفرت_به_عشق #نفرت_به_عشق
Lawyers' Battle
امپراطوری شش برج : نبرد وکلا
p²⁵
قبل از اینکه برم شرکت ، گوشیم زنگ خورد ...
تا صفحه شو دیدم خشکم زد و خون توی رگام خشک شد . کل دنیا واسم واستاد و ضربان قلبم به طرز عجیبی بالا رفت .
از استرس و ترس دست و پام داشت میلرز و با اینکه قلبم تند میزد ولی نفسم بالا نمیومد . یکهو گوشی از دستم افتاد .
با صدای افتادن گوشی کیتی اومد تو اتاق ...
کیتی _ کاترین "خودم" +
_ هعی کاترین چیزی شده ... باید منم زود ببری دانشگاه هاااا . با هم گروهیام قرار دارم .
+ ....
_ هعی با توام ها !
+....
_ کاترین ... چیشده ... چرا ...
گوشی رو از زمین برداشت و صفحه رو دید .
یعنی فقط آرزو مرگ داشتم .
"هااااا فکر کردین آتش یا همچین چیزی بوده ؟! باید بگم که اشتباه فکر کردین . کاشکی اونا بودن . ولی ... تناس از طرف خانواده ی کاترین قصه ی ما بود . "
آروم تماسو وصل کرد ...
_ ا...الووو ... "صدای لرزون "
& چه عجب ... از این طرفا ... همین الان بیایین عمارت .
_ ما ... شما ... نمیتونیم بیاییم ...
تماس قطع شد . مامانم بود . باز چه نقشه ای داره ....
ادامه دارد ....
#اکشن #روزمرگی #وکالت #دیالوگ #عاشقانه #سناریو #داستان #فیک_نویسی #رمان #غم_انگیز #نفرت_به_عشق #نفرت_به_عشق
- ۲۹۰
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط