برادرم ، من در این گرمای تابستان چادر سر

برادرم ، من در این گرمای تابستان چادر سر

میکنم ، سخت است ولی تنها 3 ماه است ،

چادر آزادی حرکت و دستانم را می گیرد ،

سخت است ولی نه خیلی زیاد،

چادر سر کردن مسئولیت می آورد و انتظار ،

ولی تمام اینها سخت تر از کار تو نیست ،

سخت تر از کار تو نیست که باید در تمام طول

سال سر به زیر راه بروی و از میان مانکن های

متحرک کوچه ها و خیابان ها گذر کنی آن هم

با وجود شیطان و شهوت
دیدگاه ها (۷)

( قسمت شصت و دوم: مادر ).برای اولین بار، بعد از 17سال، یاد م...

( قسمت شصت و سوم: پسر قشنگ ).دستش رو گرفتم و بردم سوار ماشین...

شعری از ابن سینا در مورد معراج پیامبر (ص) و...حیدیثی خاطرم آ...

آخر همه باید به علی رو بزنند...هم مرده و هم زنده دم از او بز...

زندگی اصلی شینوبو که کارگردان آن را تغییر داد: وقتی فقط ۱۰ س...

⭕️ ندای عدالت در عصر ظلم در زمانه‌ای که عدالت، کمیاب شده و ش...

پارت ۱ [ بوی آشنا]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط