درمان نمیخواهم، فقط همدرد میخواهم
درمان نمیخواهم، فقط همدرد میخواهم
تنها تحمل کردنش را مرد میخواهم
تن زخمیام کردی از این بهتر مگر میشد؟!
پس بدتر از این هرچه خواهی کرد، میخواهم
آتش به دل دارم که اشکم انقدر داغ است
خود کوزهام! یک جرعه آب سرد میخواهم
دردم تویی که دائما سجادهام پهن است
تا لحظهی مرگ از خدایم درد میخواهم
دست قنوتم از نیایش بر نمی گردد
تنها تویی که بی برو برگرد میخواهم
تنها تحمل کردنش را مرد میخواهم
تن زخمیام کردی از این بهتر مگر میشد؟!
پس بدتر از این هرچه خواهی کرد، میخواهم
آتش به دل دارم که اشکم انقدر داغ است
خود کوزهام! یک جرعه آب سرد میخواهم
دردم تویی که دائما سجادهام پهن است
تا لحظهی مرگ از خدایم درد میخواهم
دست قنوتم از نیایش بر نمی گردد
تنها تویی که بی برو برگرد میخواهم
- ۳۷۰
- ۱۳ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط