شخص سوم

"شخص سوم"
نیو و جیم ساعت ۱۲ بود که از عمارت زدن بیرون و رفتن به سمت یکی از پاساژ های گرون قیمت تایلند
"تو ماشین-۱۲:۳۸ ظهر"
-جیمی
-بله نیو
-مهمونی از ساعت چند تا چنده؟
-از ساعت ۸ تا ۱۰ شب
-الکل هم توش هست؟
-بله ولی شما نمیتونید بخورید
-چرا اونوقت؟
-پدرتون گفتن
-برام مهم نیست
-اقای رو...اگه اینبار هم به حرف پدرتون گوش ندید منو اخراج میکنن
-اولن قرار نیست پدرم بفهمه...دومن دفعه اخره که منو اقای رو صدا میزنی
-شرمنده
"شخص سوم"
نیو با جیم خریدشون رو کردن و سر وقت هم به مهمونی رسیدن
دیدگاه ها (۲)

.ولی حیف که نیو نذاشت همه چی خوب پیش بره و تو مهمونی حسابی م...

بچه ها و بزرگا لطفا مراقب خودتون باشید و سعی کنید تا حد امکا...

"روز بعد-ساعت ۱۱:۲۱ صبح"اقای رو و جیم سر میز صبحونه بودن که ...

نیو بعد از کمی سکوت لب زد-ببخشید جیمی...تقصیر منه که کتک خور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط