hh

ԲēՐēรhԵēh :
روبروی هم ایستادیم
گفتی خب...بگو
و من نمی دانستم باید
نگاهت کنم،صدایت بزنم،در آغوش بگیرمت،
یا شروع کنم به گفتن
اما
اگر بدانی...
در خیالم
عاشقت شدم و فقط بوسیدمت
حسابی بوسیدمت...

#حامد_نیازی
دیدگاه ها (۲)

تومگو ترین راز منی!نگهت میدارمسختنگهت میدارمدشوارنگهت میدارم...

معشوقه بودن بلد نیستمبلد نیستم بگویم |عزیزم|با همه می خندم.....

"خیالت" را که نباید همینطور الکی الکی اسراف کرد؛ باید نگهش د...

بخندصدای خنده ی تو خوب استبخند و همزمان مرا دیوانه خطاب کنا...

part=20

پارت ۳۱

چندپارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط