.

.
تو نیستی و من حالا
با غرورم خلوت کرده ام !
غرورم اما چیزی نمی گوید
مثل تو لبخند نمی زند
مثل تو عشق نمی پاشد
اما من او را به تو ترجیح داده ام!

آن طرف تر
من در کنارت نیستم
و تو در کنار غرورت لمیده ای
غرور تو اما مثل من نازت را خریدار نیست
آغوشی برای دفن دلتنگی هایت ندارد
و گوشش بدهکار درددلهایت نمی شود
اما تو به جای من او را حفظ کرده ای
او را برگزیده ای!

من و تو کودکان سالخورده ای بودیم
که فکر می کردیم عشق
پروانه ای در میان انگشتهایمان است
که هر گاه مشتمان را به رویش وا کنیم
دوباره بر دستهایمان خواهد نشست... من و تو
فرصت زندگی هم بودیم
ما
همدیگر را از دست داده ایم...

اگر میخواهید موفق باشین انسان باشین
دیدگاه ها (۳)

مهربانم.با تَمامِ مِدادرَنگےهاےدُنیابہ هرزَبانےڪہبدانےیاندان...

ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﻬﺎﯾﻢ، همہ ﮔﻔتݧﻋﺎلے ﺑﻮﺩﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻨﺪڪہ ﺩﺭﻣﺎنے،ﺑﺮﺍےﺯﺧﻢ ...

رفتار خوب✅ ﻣﯿﮕﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺳﺐ🐴 ﺑﺨﻮﺍﺩ ﺍﺯ ﺭﻭﺩﺧﻮﻧﻪ ﺭﺩ ﺑﺸﻪ، ﺍﻭﻝ ﺁﺏ ...

پندونصیحت❤ ️زیرکی زنمردی در کنار چاه زنی زیبا دید، از او پرس...

اسلاید ۱ترجمه نامه جیسونگی به مناسبت تولد استی🐿⚡️به استی ♡ت...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط