بگذار که چشمـان تو را وام بگیرم

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرم
با دیدن دنیـای تو آرام بگیرم

تر دستی لب های تو را دیدم و باید
از شیوه ی خندیدنت الهام بگیرم

در هر قدمم شوق رسیدن به تو جاری است
می خواهم از این راه سـرانجام بگیرم

من شاعر درباری ام و چشم تو کافی است
تا خیره در آن باشم و انعـام بگیرم

عمری است که در پیچ و خم زندگی ام کاش
یک لحظه در آغوش تو آرام بگیر
دیدگاه ها (۳)

از امروز که شنبه است من و تو خواهیم خواند:"ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻏﻢ ﺣﺴﺎبی ...

هر کس بشود عاشق، داغی به جگر دارداین ماهیت عشق است، دردی هم ...

ببین تمام من شدی اوج صدای من شدیبت منی شکستمت وقتی خدای من ش...

نوبر است این چشم ها حیف است خوابش می کنیتا به کی قلب مرا هر ...

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط