عصر جدول های خالی،

عصر جدول های خالی،
پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی،
نیمکت های خماری
رو نوشت روز ها را،
روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی،
جمعه های بی قراری

قیصر امین پور
دیدگاه ها (۱)

جمعه، چشم‌های توستکه برای دیدنشعصرها پرپر می‌شوم.جویا_بابایی

کاش همینجا تموم میشد......

ما دوستامون رو فراموش نمیکنیم، ما فقط یاد میگیریم که کدومشون...

همسایه طبقه بالاپارت ۴ عصر وقتی از خرید برگشتم، جلوی ساختمان...

می‌دونی؟ همیشه فکر می‌کردم اگه آدم‌های این شهر چشم‌شون شور ن...

US,because of them...Part⁵یونگی بالاسرم نشسته بود و داشت ارو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط