عصر جدول های خالی،

عصر جدول های خالی،
پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی،
نیمکت های خماری
رو نوشت روز ها را،
روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی،
جمعه های بی قراری

قیصر امین پور
دیدگاه ها (۱)

جمعه، چشم‌های توستکه برای دیدنشعصرها پرپر می‌شوم.جویا_بابایی

کاش همینجا تموم میشد......

ما دوستامون رو فراموش نمیکنیم، ما فقط یاد میگیریم که کدومشون...

تمام این چند روز با چشمای اشکی و صورتی که قرمزیش روی پوست سف...

☆ازدواج اجباری☆P♡38___________*ویو سومی**بدون معطلی یا مکث ک...

پارت سوم:چند روزی از درگیری جیمین با اون مرد در دونات فروشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط